|
برای بعضی ازدردها نه می توان گریه کرد........ نه می توان فریاد زد برای بعضی از دردها.................... فقط می توان ..............نگاه کرد........ و بی صداشکست... کاش هرگز در محبت شک نبود........... تک سوار مهربانی تک نبود ............................. کاش بر لوحی که بر جان است واژه ی تلخ خیانت هک نبود........................... عجب خیاط ماهری است .... دنیا .... که دل هیچ کسی را برای ما تنگ ندوخت................................................
همه محتاج بهریم ....... بیا برگردیم ................... از خدا فاصله داریم ........ بیا برگردیم ........ آسمان مبهم و تاریک و زمین در تکرار هم نفسم با شب تاریم بیا برگردیم .......................................... عاشقم ................... عاشق ..... ستاره ی صبح ............................... عاشق ابرهای سرگردان ................................ برگ در انتهای زوال می افتد و........... میوه در ابتدای کمال .... پس ... بنگر چگونه می افتی ....؟؟؟ امروز که محتاج تو ام ... جای تو خالیست فردا که بیایی به سراغم ....... نفسی نیست ..................
آدمک آخر دنیاست .... بخند ... آدمک مرگ همینجاست ... بخند ... دست خطی که تو را عاشق کرد .... شوخی کاغذی ماست ... بخند ... آدمک خرنشوی گریه کنی ........ کل دنیا سراب است ... بخند ....... من هیچ کدام از حرفهایم را پس نمی گیرم ................. نه عشقم به برف را ............... ونه نفرتم را .......................... که عشق و نفرت مثل دو روی یک سکه اند ....... و .... این سکه تنها دارایی من است ....................................... کاش کسی تو قلبمون پا نمی زاشت .................... کاش اگه پا می زاشت ....دلمون رو تنها نمی زاشت کاش اگه تنها می زاشت .... رد پاشو رو دلمون ....... جا نمی زاشت ............... کسی را که به وسعت تنهایی هایش ............ تو را دوست دارد .................... تحقیر مکن..................................................... در حضور واژه های بی نفس .... صدای تیک تیک ساعت را گوش کن .................. شاید ......... مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی .......... در امتداد نگاه تو ................ لحظه های انتظار شکسته میشود .............. و.... بغض تنهایی من .................................. مغلوب وجود تو می شود ................... کاش وقتی آسمان بارانی است ......... چشم را با اشک بارانی تر کنیم ....................... کاش وقتی که تنها می شویم ......... لحظه ای یاد یکدیگر کنیم .................................
خاطره ی شادمانی های دیروز .................... بزرگترین غمی است که امروز داریم .............................. دلتنگی ................... حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش را میکند ..... زندگی۳ چیز است : لبخندی که محو می شود ..................................... اشکی که خشک میشود ........................................................... یادی که میماند و فراموش نمی شود ............................. کدامین شاخه گل زیبا را فدایت کنم ......................؟ وقتی که وجود مهربانت .............عطر تمامی گلهاست .......؟؟؟؟ زندگی کن حتی اگر بهترین هایت را از دست دادی ................. که این زندگی کردن است ... که بهترینهای دیگر را برایت می سازد ............................. وقتی تو نیستی نگاهم حوصله نمی کند پایش را از چشمم بیرون بگذارد........................... و ........................ چه آسان می توان از یادها رفت ...............................
هرگز امید را از کسی سلب نکن ....... شاید ن تنها چیزی باشد که دارد..................... دلمان کوچک است ولی آنقدر جا دارد که برای هر عزیزی که دوستش داریم نیمکتی بگزاریم ...... برای ............. همیشه بیادتم ......... حتی......... اگر قرار باشد شبی بی چراغ در حسرت یافتنت تمام کوچه ها را قدم بزنم ................................................ در محفل خود راه مده همچو منی را افسرده دل افسرده کند انجمنی را ما افسرده دلان ساکن کوی غم و دردیم در عشق شکست خورده ........... ولی توبه نکردیم ...................................
گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند که در سختی ها باید زیباترین ها را آفرید ............ توی تقویم می نویسن تا بمونه یادگاری روز تلخ عاشقی مون گفتی که دوستم نداری میچکه قطره ی اشکم روی این جمله ی آخر حتی این دلم نداره این شکست تلخو باور می گزره ماهی و سالی اما باز پر از غروبم هرکی حالمو می پرسه به دروغ میگم که خوبم نمی خوام کسی بفهمه که با پریدنت شکستم رفتی و تنهای تنها...... با خیال تو نشستم توی تقویم می نویسن .... رفت اونی که عاشقم کرد دیگه دلخوشی ندارم واسه این روزای دل سرد ولی تو ... تویی که رفتی حرمت عشقو شکستی روی التماس چشمام چشای نازتو بستی تقویم از اسم تو پر شد ..... اما جات خالیه اینجا منم و و خاره ی تو ... منم و حسرت فردا... من به این ثانیه ها دلشادم به همین تنهایی................ به همین بودن بی دغدغه ی رویایی به همین لحظه که گم میشوم..... و تو مرا می یابی به همین لاف زدنهای قشنگ که پر از نور امید است در دلم ای غمها کجائید .................. که من می خندم م سلام به کسی که به رسم جاده ها دور است و به رسم دل ........... نزدیک
شب را خیلی دوست دارم ................................ زیرا در سکوت شب هنگامی که به آسمان پر ستاره نگاه میکنم .... با یادت در دلم بذر امید میکارم ........... وبا معبود به راز و نیاز می پردازم ............................... بدون هیچ هراسی از افشای رازم با تو حرف می زنم ....... شب و تنهایی چقدر زیباست .......................................................................................
سلام ......... من یه دو - سه ماهی نیستم ...... خواهش میکنم برام دعاکنین.....
بعد تو كسي نيومد كه بتونه جاتو بگيره ............... كه بخاطرش بميرم ................... كه به خاطرم ................. بميره .................................
ماهمیشه صدای بلند را می شنویم ...پر رنگها را می بینیم ....سختها را می خواهیم ..... غافل از اینکه : ...... خوبها آسان می آیند ... بی رنگ می مانند ... و ... بی صدا .... می روند ... روزی که دلم پیش دلت بود گرو......../ دستان مرا سخت فشردی که نرو ......./ روزی که دلت به دیگری مایل شد ......./ کفشان مرا جفت نمودی که برو......................................... ... موج اگه می دونست ساحل هیچ وقت دستشو نمی گیره ....... هرگز برای رسیدن ... نفس نفس نمی زد .... .
از گل روی تو خورشید خجالت زده شد.......... ماه تا نور تو تابید ... خجالت زده شد... آسمان با همه وسعت بی پایانش... تا که چشمان تو را دید ... خجالت زده شد ........... سرو هرچند که به آن قامت خود می بالید ............................ سرو قد تو که روئید.... خجالت زده شد ماه از لحظه ی نابی که به تاریکی شب ........ گل اشک تو درخشید ...... خجالت زده شد آرزو داشت که مهمان تو باشد ... ای دل ............ از غم اینکه نبینت .......... خجالت زده شد .....................
کوچه از انتظار لبریز است ............ زندگی قصه ای غم انگیز است گرچه عطر بهار پیچیده بی نگاهت هنوز پاییز است ............
یک تک سوار از دل پس کوچه های درد ............. آمد زخمهای زمین را دوا کند آمد با تبسم رویایی لبش صدها گره ........ هزار در بسته وا کند ....................
دلم گرچه ساده است و با سادگی ............ با ناز نگاه تو جادو شده ................. دگر بی وفا از وفا دم نزن ........... تو دستت برای دلم رو شده ...........................
سلام به همه ی دوستای خوبی که بهم سر می زنن...... من واقعا شرمنده ام این چند وقتاجواب سوالاتتون رو نمی دم ...... من تا اربعین در گیر امتحاناتم هستم خواهش میکنم برام دعا کنید خیلی به دعاهاتون احتیاج دارم...... قول می دم بعد از امتحانام به تک تک تون سر بزنم علی یارتون...
تنهاترین تنها تویی در خلوت تنهایی هام ......... تنها تو می خواهی مرا با این همه رسوایی هام....................
بمان با من که من بی تو صدای خسته در بادم/ در این اندوه بی پایان بمان تنها تو دریادم.../ نمی دانم چراغمها نمی دانند که من سلطان غمهایم......../ بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهایم................. یادمان باشد!شایدسالها بعد...در گذر ازجاده ها...بی تفاوت از کنارهم بگزریم...وبگوییم:((...این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود.......................................................))
مرا اینگونه باور کن،........... کمی تنها...کمی خسته...کمی از یادهارفته.................. خداهم ترک ما کرده............... خدادیگر کجا رفته؟.....................!!!!!!!!!!!! نمی دانم........... نمی دانم مرا آیا گناهی است که شاید هم به جرم آن غریبی وجدایی هست؟... مرا اینگونه باور کن........................
|
About![]()
مردن این نیست که نباشی توی این دنیای فانی
Home
|